سيد علي اكبر قرشي

115

قاموس قرآن ( فارسي )

پوست بودن را قيد نكرده‌اند . قاموس و اقرب ميگويند : پوست نازكى است كه در آن مينويسند و نيز بمعنى صفحهء سفيد است . به نظر ميايد مراد از طور ، طور سينا و محل نزول وحى به حضرت موسى و مراد از كتاب ، تورات موسى است كه در صفحهء گسترده نوشته شده بود و منظور از بيت معمور كعبه و از سقف مرفوع آسمان است * ( « وَجَعَلْنَا السَّماءَ سَقْفاً مَحْفُوظاً » ) * انبياء : 32 . و از بحر مسجور ( درياى گداخته ) مطلق درياى گداخته است * ( « وَإِذَا الْبِحارُ سُجِّرَتْ » ) * و يا درياى گداخته و مذاب مركز زمين است كه در « سجر » خواهد آمد . رقم : نوشتن . و نقطه گذاشتن و آشكار كردن ( اقرب ) راغب آن را خطَّ غليظ گفته و از بعضى نقطه گذاشتن نقل كرده است . صحاح آن را نوشتن ترجمه مىكند و نيز مجمع در سورهء كهف . * ( « كَلَّا إِنَّ كِتابَ الفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٍ . وَما أَدْراكَ ما سِجِّينٌ . كِتابٌ مَرْقُومٌ ) * . . . * ( كَلَّا إِنَّ كِتابَ الأَبْرارِ لَفِي عِلِّيِّينَ . وَما أَدْراكَ ما عِلِّيُّونَ . كِتابٌ مَرْقُومٌ » ) * مطففين : 7 و 8 و 9 - 18 و 19 و 20 . به نظر ميايد مراد از مرقوم در دو آيه مجسّم شدن اعمال است بطوريكه مراد از كتاب ، كتاب بخصوصى است نه كاغذ يا پارچهء نوشته شده مثلا مهندسيكه كارخانه‌اى را نصب مىكند مىشود گفت فلان موتور را در فلانجا نوشت و فلان لوله را در فلانجا ( يعنى گذاشت و نصب كرد ) . كتاب و اعمال فاجران در سجّين است و سجيّن كتابى است كه از اعمال نوشته شده و از اعمال بوجود آمده . همچنين است عليّون . بعقيدهء مجمع * ( « كِتابٌ مَرْقُومٌ » ) * تفسير * ( « سِجِّينٍ » ) * نيست زيرا سجيّن كتاب مرقوم نميباشد بلكه آن تفسير كتاب در * ( « إِنَّ كِتابَ الفُجَّارِ » ) * است و تقدير آن « و هو كتاب مرقوم » است ولى آنطور كه گفته شد سجين را كتاب دانستن مانعى ندارد . رَقيم * ( « أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْكَهْفِ ) *